دلتنگیهای از جنس همه...گفتن از دردهای مشترک..

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 18 فروردین ماه سال 1387
یک درس

دوستان عزیزم سلام.امیدوارم روزتون مثل هوا بهاری باشه...

 

خب از معرفی کتاب خوشتون اومد؟ خودم دوستش داشتم..مخصوصا

 

کامنتهارو که میخوندم کلی کیف میکردم که همه دوستایی که در

 

وبلاگ دور خودم دارم اهل مطالعه اند و اگه بقیه هم اینجوری بودن

 

مطمئنا میانگین مطالعه در ایران به رقمهای بالایی دست میافت.

 

در خلال این پست و پستهای قبلی دوستان لطف کردند و کتابهای

 

دیگه ای هم معرفی کردند که فکر میکنم بد نباشه اینجا بیارمشون

 

مهدی عزیز کتابهای زیر رو در کامنتها معرفی کرد:

 

۱- جنبش حقوق زنان در ایران ٬ الیز سانساریان ٬ ترجمه نوشین

 

احمدی خراسانی ٬ نشر اختران ٬ ۱۳۸۴جامعه

 

 ۲- تس ؛ نوشته توماس هاردی ٬ شاعر و نویسنده انگلیسی و

 

ترجمه خانم مینا سرابی از انتشارات دنیای نو

 

و الهه عزیز ، کتابهای زیر رو معرفی کرد:

 

۱- نامه به کودکی که هرگز زاده نشد : نویسنده : اوریانا فالاچی

 

: مترجم : یغما گلرویی

 

۲- جامعه شناسی نخبه کشی / علی رضا قلی

 

و اما در پست قبلی من جوگیر شدم و رفتم قسمت تاید نظرات رو فعال

 

کردم تا نظرها رو بخونم و اگه نیاز به پاسخ داشت پاسخ یدم و بعد تایید

 

کنم.چون معمولا وقتی کامنت گذاشته میشه دوباره نمیان همون پست

 

و کامنتها رو بخونن که ببینن شاید  نسبت به نظرشون پاسخی داده

 

شده باشه..میان و پست جدید و میخونن و نظر جدید میذارن اما اگه

 

بدونن که باید منتظر تایید بمونن شاید یکی دوبار سر بزنن به همون

 

کامنتدونیه قبلی و شاید جووابی بر نظرشون باشه و بخونن...اما اینکار

 

من با سوال یک دوست مواجه شد، دوست خوبم مهدی  بهم گفت:

 

حالا دیگه نظر من باید اول تایید بشه؟

 

و من خواستم همین توضیحات رو بدم و البته دادم اما یه چیزی گفت

 

که برام جالب بود گفت: اینجا شورای نگهبان راه انداختی ، دیگه نظرها

 

اول باید تایید بشه بعد!(البته دقیقا عین عین این نبود شبیه همین بود

 

در چند جمله)

 

اون لحظه جوابی نداشتم اما خیلی در موردش فکر کردم و دیدم چه

 

حرف بجایی.. در واقع من داشتم بر روی ادعاهای خودم که میگم

 

آزادی بیان باید باشه پا میذاشتم، البته هیچ نظری رو رد نکردم ولی

 

همین که یک سد تاییدی گذاشتم که ممکنه در ذهن کامنت گذار

 

اینطور بشینه که اگه چیزی مخالف میل نیوسنده بنویسه ممکنه نظرش

 

تایید نشه،  باعث میشه که دوستان رو از بیان آزادانه منع کنه!

 

پس من به این نتیجه رسیدم که انتخاب غلطی داشتم و قدم غلطی

 

در راه آزادی بیان برداشتم.

 

حتی اگه همه نظرها رو تایید کنم...چون در واقع من در حدی نیستم

 

که بخوام نظر کسی و تایید یا تکذیب کنم.

 

شاید من قصدم این قضیه نبود اما حالا فهمیدم که درست نیست..

 

باید نظرها نوشته بشه و تاییدیه من نویسنده رو نیاز نداره...

 

خب این هم درسی بود که از یه دوست خوب گرفتم..و شاید بقیه

 

دوستان هم به این قضیه فکر کنن!