وبلاگ« دست نوشته های من» با داستان جدیدی به روز است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مدتها بود میخواستم در مورد این مسئله چیزی بنویسم اما نشد.یعنی در واقع اول
میخواستم داستانی در این رابطه بنویسم و بعد اینجا هم از این جریان حرفی بزنم.
دلم میخواست یه کم تحقیقاتی ترش کنم چون به نظرم جای بحث زیادی داره و خواستم
با آمار و ارقام رسمی نظری بدم که متاسفانه به هر صورتی سرچ فارسی کردم با جمله
« مشترک گرامی دسترسی به این سایت مقدور نمیباشد» مواجه شدم. و خب آمار
و ارقام کشورهای خارجی هم به درد موضوع من نمیخوره.. پس مجبورم کماکان
تجربی ، شنیدنی و با استفاده از عقاید شخصی چیزی بنویسم.
در تمام جوامع و در همه اعصار و دوره ها مسئله تجاوز بوده و هست و خواهد بود.
تجاوز نه فقط برای دختران که بسیاری مواقع برای پسران هم وجود دارد و تعدادش کم
نیست اما باز تا کلمه تجاوز رو میشنویم بلافاصله در ذهن ما دختری یا زنی نمایان
میشود که توسط مردی به زور مورد تعرض جنسی قرار گرفته است.در مورد جوامع دیگه
نظری نمیتونم بدم و میذارم برای اهل فن ، اما در مورد کشور خودمون به جرات میتونم
بگم که یکی از دلایل افزایش روز به روز جرایمی همچون تجاوز به عنف، اینه که دخترها
و خانواده هایشان(و گاهی پسرها و خانواده هایشان) این موضوع رو مخفی میکنند و
ناخودآگاه اجازه میدهند مجرم راه خودش را ادامه دهد.
اولین باری که تصوری از تجاوز به دختر در ذهنم شکل گرفت در سن ۱۵ سالگی بود.
روزی در کلاس درس خصوصی ریاضی نشسته بودیم که یکی از دخترهای کلاس وارد
کلاس شد و نفس نفس میزد و تا معلممون که یک مرد هم بود گفت:....چی شده؟ به
طرز هیستریکی زد زیر گریه و جیغ کشید! ما همه مات و مبهوت مونده بودیم و
نمیدونستیم چه کار کنیم که تعریف کرد در کوچه میامده که یک موتوری خودش رو بهش
نزدیک کرده و انقدر نزدیک شده که اون رو بین دیوار و موتورش گیر انداخته و در یه لحظه
به تمام بدنش دست کشیده و حتی صورتش رو بوسیده!
بعد از تعریف جریان باز هم زد زیر گریه و میگفت من خودم رو میکشم!! خلاصه کلی
باهاش صحبت کردیم و سعی کردیم آروم بشه.معلممون هم عصبانی بود و نمیتونست
کاری بکنه. بعد از اونروز تا همین امروز من هر گز از اون کوچه پیاده نرفتم .شاید
میترسیدم ومیترسم این اتفاق برای خودم بیفته و خب واقعا تصورش چندش اوره جه
برسه به واقعیت! بعد از اون زمان بود که هی نسبت به خبرهای تجاوز مشتاق شدم و
همش خواستم بدونم چی به چیه و چرا انقدر زیاده..اون موقع هم حوادث روزنامه ایران
همه چیز رو مینوشت. و تقریباهر هفته حداقل یک مورد از حوادث مربوط به تجاوز بود.
همون زمانها که هنوز بام سبز لاهیجان کامل نشده بود و تردد در اون خیلی کم بود بارها
ساعت های دیروقت شب صدای جیغ دخترهایی رو میشنیدم و اونموقع در ذهنم میامد
که کدوم دختری این وقت شب رفته بیرون! و چطور در دل کوهه....و از بس در این زمینه
ها نادان بودم که نمیدونستم معنای اون جیغ چیه و اصلا اون جیغ ناشی از چیه؟و خدا
میدونه ره شب چند دختر یا پسر مورد تجاوز در همین بام سبز زیبای شهرم قرار
گرفتند و شاید میگیرند..شاید یکی از دلایل اینکه من هرگز اجازه ندارم به بام سبز برم
همین موصوع و ترس از تعرض باشه!
بعد از اینها انگار خبرها زیادتر هم میشد تا خفاش شب! خفاش شب عمق فاجعه بود..
دلایل اون همه جنایت نه فقط سهل انگاری مسئولین در عدم آگاهی مردم نسبت به
آزادی همچین مجرمی بود بلکه خیلی از کسانی که زنده از دستش فرار کرده بودند
حاضر نشده بودند که به کلانتری برن و خبر بدن و بعدها که برای شکایت آمده بودند
میگفتند چون از آبرو میترسیدیم!!! همون موقع در ذهن من این سوال نقش بست: این
آبرو از کجا وبرای کیه؟ چرا باید خانواده های ما انقدر احمق باشند که تجاوز رو نشانه
بی آبرویی دخترشون یا آبروریزی خانوادشون بدونن؟ چرا نباید خبر بدن تا دختر دیکه ای
به سرنوشت دختر خودشون دچار نشه؟
خبرهای درد آور تجاوز روز به روز کم که نمیشه هیچ زیادتر هم میشه.و باز مردم به واژه
آبرو دل بستن و وقتی میشنون به دخترشون تجاوز شده به جای اینکه دنبال مجرم
اصلی بگردن و یا تلاش کنند در دستگیری اون ، دخترشون رو مجرمی به حساب میارند
و یا خودشون رو محکوم به گوشه گیری میکنند.تمام نگرانیشون از اینه که مبادا کسی
بفهمه و دخترشون ازدواج نکنه!!! و من این جور مواقع تاسف میخورم به حال مردهایی
که برای ازدواج انقدر کوته فکرند...و همیشه میگم اون کسی که برای این مسائل بخواد
یه ازدواج رو بهم بزنه همون بهتر که نیاد!
یادمه وقتی در لاهیجان شنیدم که دختری که تازه نامزد کرده بود،جلو چشم نامزدش
در یکی از راههای فرعی بام سبز مورد تعرض ۱۱ نفر قرار گرفت فقط گریه میکردم.دختری
که بعد ازاین حادثه خودکشی کرد. اون ۱۱ نفر دستگیر شدند و معلوم شد این اولین
بارشون نبوده و قبلا هم این اتفاق افتاده بود.منی که با اعدام مخالفم از اعدام این چند
نفر خوشحال شدم. و فکر میکنم اما بهتر بود به جای اینکه به همچین فاجعه ای میرسید
وقتی اولین دختری که توسط این جماعت بیمار و کثیف و رذل مورد تعارض قرار گرفت
بلافاصله به نیروهای انتظامی خبر میداد و مطمئنا زودتر جلوی فاجعه گرفته میشد.
از طرفی خانواده ها به جای اینکه مانع از رفت وامد دختراشون بشن ،به اونها راههای
مقابله با آدمهای غریبه و روبرو شدن و دفاع شخصی رو یاد بدن.خانواده های اکثر ما
به هیچ عنوان مشکلات جامعه رو برای ما بیان نمیکنند.فقط از دختراشون میخوان که
مواظب باشن.که دیر بیرون نرن.تنها بیرون نرن سوار تاکسی نشن!!! اما نمیگن چرا؟
نمیگن باید از خودت دفاع کنی اگه دچار مشکل شدی ،میگن اصلا با همچین مشکلی
رو برو نشو..که به جرات میتونم بگم امکان اینکه با همچین موارد و تعرضاتی روبرو نشن
خیلی خیلی کمه. خانواده های ما دخترانشون رو از آزادیهای اجتماعی برای دور کردن
از جرایم اجتماعی محروم میکنند با اینکه همونطوری که پسرهامون یاد میگیرن که از
خودشون دفاع کنند ما دخترها هم باید یاد بگیریم.ما باید بپذیریم هر آن امکان داره
مردی قصد تعرض به ما رو داشته باشه و حداقل شاید گاهی بشه کاری کرد.همیشه که
منجر به فاجعه ای مثل تجاوز نمیشه.
تجاوز به نظر من بیشتر از اینکه با آبروی آدم بازی کنه با روح و روان بازی میکنه.خانواده ها
به جای اینکه از ترس آبرو این مسئله رو پنهان کنندو یا به دخترشون سرکوفت بزنن
بهتره سعی کنند که از لحاظ روانی به دخترشون کمک کنن تا دچار اختلالات روحی
روانی نشه.چون خیلی شنیدم که دختری یا زنی بعد از تجاوز یا خودکشی کرده یا
دچار افسردگی شده.
متاسفانه در جامعه ما به دلیل عدم آزادی جنسی این مورد تجاوز چه به دخترها چه
به پسرها زیاده و عواقبش بدتر از جوامع دیگه است برای همون دلیلی که گفتم:
پنهان کردن قضیه!
البته واقعا نباید فکر کرد این طرز تفکرهای غلط و یا رفتارهای نادرست با دخترها بعد از
تجاوز فقط دز ایرانه...یاد فیلم خواهران مگدالن افتادم که در اون فیلم که در دهه ۵۰-۶۰
میلادی رخ میده(یعنی حدود ۵۰ سال پیش) یکی از شخصیتهای داستان مورد تجاوز
یکی از پسرهای فامیل قرار میگیره و خودش میاد و به مادرش میگه به هوای اینکه اونها
پسر رو تنبیه میکنند اما نتیجه درست بر عکس بود همه با هم پچ پچ کردند و در نهایت
دختر رو به صومعه ای که مخصوص زنان فاحشه بود میفرستند که در آنجا به اعمال شاقه
بپردازد و باری از گناهانش برداشته شود!!!!وقتی این قسمت از فیلم رو دیدم به یاد
هزاران دختر ایرانی افتادم که سرنوشت مشابهی دارند اما هیچ کس به فکر یاری اونها
نیست.
امیدوارم کسانی که میتونند، خیلی بهتر به این مقوله بپردازند، من فقط جیزی که
مدتهاست یعنی تقریبا همیشه آزارم میده رو به زبان آوردم.
برای اطلاعات در مورد واژه rape و تاریخچه آن میتونید از اینجا استفاده کنید.



