چقدر به رقص فکر کردید؟ اصلا رقص در ذهن شما چه معنایی داره؟ رقص چیه؟
برای من رقص یکی از زیباترین هنرهای روی زمینه.. و من عاشق رقصم!زمانی
روزی یکساعت میرقصیدم اما حالا ازبس آهنگهاضعیف و بیخوده دست ودلم به رقص نمیره
رقص برای من چیزیه برای آرامش...برای شادمانی...وقتی اّهنگی زده میشه که بشه
باهاش رقصید مسلما اون آّهنگ شاده.پس من شاد میشم...اما من حتی با آهنکهای
لایت هم میتونم برقصم
امروز تو ماشین cd محبوبم رو گذاشته بودم.یه cd که سه ساله دارم.۱۱ تا آهنک
nasty داره وبعد چند آهنک بونانی....وای که وقتی یونانیهاش شروع میشه نمیدونم
چه چیزی درش داره که من و به یه عالم دیگه میبره....و به معنای واقعی : میرقصم و
میچرخم و مینوشم از این جام !!!...
من با این آهنکها به خلسه میرم باور کنید...آهنکهایی که سه تاشونم تو موبایلم دارم
وهربار میرم تو جاده شیخ زاهد قدم بزنم اونها رو میذارم و ..................
امروز تا این آهنکها شروع شد خودم رو تجسم کردم در حالت رقص و کلی رقص طرح کردم
برای خودم...آخرش کلی کیف کردم واقعا اگه میتونستم اون حرکتها رو اجرا کنم عجب چیز
زیبایی میشد...و یهو یادم افتاد که یکی از چیزهایی که دوست دارم و امیدوارم بهش
برسم تشکیل یه کلاس رقصه...مشکل اینه که در جامعه ما هنوز جا نیفتاده.البته من
اصولی و علمی بلد نیستم هنوز خیلی رقصها رو باید یاد بگیرم اما میدونم اگه برم یاد
بگیرم هم نمیتونم در شهر خودم کلاس بزنم..اول باید خانواده ام رو راضی کنم.البته تا
حدی این کار رو کردم اما بعد حرف مردم!!!!!!
من قبول دارم که رقاصم.....نمیدونم چرا تعبیر بد داره..من خیلی راحت این رو به کار
میبردم چون اگه از عربی چیزی به یادم باشه رقاص اسم فاعل فعل رقص میشه...یعنی
رقص کننده....خوب من رقص میکنم پس رقاصم!!!! اما تا بگی فورا قیافه ها برمیگرده...
پج پچا شروع میشه و نگاهها به تو عوض میشه پس باید وازه رقاص رو به کار نبرد..من
مجبورم بگم من رقص بلدم!!!!اما این حس خوبی بهم نمیده...خیلی ها رقص بلدن اما
رقاص نیستن!چرا فکر میکنن رقاص یعنی کسی که میاد وسط کاباره میرقصه تن وبدنشو
نشون میده و پولی میگیره و حتما هم .... هست و ...................؟
نه رقاص یک هنرمنده...اونی که اون موارد بالا رو داره رقاص نیست بنده خدا از سر ناچاری
از هنرش استفاده میکنه اما رقاص واقعی یک هنر منده...کار هر کسی نیست!
اینم از معضلاتیه که من باهاش سروکله میزنم... نگاه من به رقص یک نگاه هنریه...وقتی
میرقصم لذت میبرم..از اینکه موقع رقص اونی که اهل هنره تحسینم میکنه لذت میبرم.
ولی از نگاه ناپاک دیگرانی که ..................متنفرم....
من وقتی در یه چیزی استعداد دارم تعریف میکنم بذارید به حساب خودخواهیم اما من
زیبا میرقصم چرا باید این لذت رو از خودم دریغ کنم؟..گاهی دوست دارم در مجلسی
تماما فقط خودم برقصم..تنها! و اون موقع است که میتونم احساس رضایت کنم.چون اگه
کسی بد برقصه حالم گرفته میشه...به شدت به رقص آدمها گیر میدم...و در عین حال
کسی که زیبا میرقصه رو تحسین میکنم..
در طرح رقص احساس میکنم خلاقیت عجیبی دارم.شاید فقط در ذهنم اینجوریه چون تا
حالا هیچ کدوم اجرا نشده..با کلاسهای رقصی که در تهران هست میانه ندارم چون به
نظرم احمقانه تدریس میکنن..بارها دیدم کسانی رو که به کلاس رقص رفتن و وقتی آهنگ
میذاری میگن: ما با این کار نکردیم!!!!!! و اونجاست که برای من فحش حساب میشه...
رقص باید خودش بیاد....یه حسه....تو باید تمام ریتم وملودی رو بشناسی باید بدونی کجا
چپ بری کجا بچرخی؟ کجا بالا بری کجا پایین؟ با چه ریتمی چه جوری برقصی..اما تو
کلاسها بهشون یاد میدن این تیکه آهنگ رو باید اینجوری برقصی و کافیه اون ریتم یهو
عوض شه و رقاص وا بمونه!!!! یادمه یه بار یکی از دوستای خالم کلی پز میداد که کلس
رقص رفته...مهمانی گرفته بود و دوستاش همه منتظر رقصش بودن شروع کرد با آهنگ
؛زندگی با تو چقدر قشنگه خوب من؛ معین رقصیدن! الحق قشنک میرقصید اما در هر
لحظه رقص فکر میکرد، حرکتهاش تصنعی بود...نمیدونم چه حسی گفت برو وسط...آهنگ
که تموم شد خودم رفتم دوباره گذاشتم و شروع کردم به رقصیدن....خب نتیجه معلوم
بود همه از رقص من بیشتر خوششون اومد..بعد به دوستمون گفتم: ببین رقص حس
میخواد کتاب درس نیست بخونی یاد بگیری باید تو خونت باشه...
حالا امروز هی من تو راه برای خودم فکر کردم و با اون آهنگ تو خیالم رقصیدم....پیچ
خوردم.تاب خوردم چرخیدم....دوستش داشتم.حس قشنگی بود...پریشب هم ۱ ساعت
رقصیدم. والبته با آهنگهای جفنگ این روزها نمیشه درست رقید در واقع بالا پایین پریدم
اما بعدش دوتا از اهنکهای رقصی قدیمی رو گذاشتم و باهاشون به معنای واقعی رقصیدم
بعد بابا کرم و گیلکی و عربی.... آرزو دارم یه روزی بتونم تو یه dance school کار کنم...
حالا هر کی هر چی میخواد فکر کنه.اما مامانم میدونه من برم خارج یکی از کارهایی که
میرم دنبالش همین رقصه...و من در تمام رقصها اون رقصهایی رو دوست دارم که دونفره
است.....والس از رقصهای محبوب منه....۱..۲...۳ چرخش!!!!! ژستهای والس رو دوست
دارم..تانگو که end of love حساب میشه...نه این تانگوهایی که عروس دامادها میرقصن و
فکر میکنن اگه مثل تاب تکون بخورم میشه تانگو..نه من تانگوی واقعی رو دوست دارم....
و بعد عاشق رقص اسپانیشم...یعنی میشه یاد بگیرم؟ و دوست دارم یه روز رقصی که
کاترین زتا جونز در فیلم نقاب زورو با آنتونیو باندراس کرد رو اجرا کنم.اما کو پارتنر؟!!!!!
تنها پارتنر من پسردایی ۱۶ سالمه که از بچگی تنها کسی بود که اجازه داشت بیاد تو
اتاقی که من تنهایی میرقصیدم و تماشا کنه...و به ادعای خودش رقص رو از من یاد گرفته...
اونم فقط پارتنر بابا کرمه...البته من بابا کرم رو به سبک مردها میرقصم....باحالتره!!!! و
پسرداییم پا به پای من میاد...اما در بقیه رقصها no partner!!!!!
این پست خیلی احمقانه بود ببخشید اما من نمیدونم چرا دلم خواست از رقص بنویسم..
از این هنر زیبا...که متاسفانه نادیده گرفته میشه...از این نازها و پیچ و تابها...از چرخشها...
از حرکت دستها و پاها که همه حساب شده است.. از ریتمی که من و به رقص وا میداره...
آخ اگه الان ساعت ۱۱ شب نبود دلم رقص میخواست..با آهنگ: لوند........
از رقص و رقصیدنم نوشتم چون من امروز با خیال این هنز تمام طول راه خستگی
حس نکردم چون حتی اگه نرقصم با فکر بهش آرامش میگیرم
و من رقص رو دوست دارم....اما به سوالات اولم جواب بدید لطفا:
چقدر به رقص فکر کردید؟ اصلا رقص در ذهن شما چه معنایی داره؟ رقص چیه؟



